تبليغاتX
ترنم
عاطفی
 خداحافظ گل پونه...

خداحافظ گل لادن .تموم عاشقا باختن


ببین هم گریه هام از عشق .چه زندونی برام ساختن


خداحافظ گل پونه .گل تنهای بی خونه


لالایی ها دیگه خوابی به چشمونم نمی شونه


یكی با چشمای نازش دل كوچیكمو لرزوند


یكی با دست ناپاكش گلای باغچمو سوزوند


تو این شب های تو در تو . خداحافظ گل شب بو


هنوز آوار تنهایی داره می باره از هر سو


خداحافظ گل مریم .گل مظلوم پر دردم


نشد با این تن زخمی به آغوش تو برگردم


نشد تا بغض چشماتو به خواب قصه بسپارم


از این فصل سكوت و شب غم بارونو بردارم


نمی دونی چه دلتنگم از این خواب زمستونی


تو كه بیدار بیداری بگو از شب چی می دونی


تو این رویای سر دم گم .خداحافظ گل گندم


تو هم بازیچه ای بودی . تو دست سرد این مردم


خداحافظ گل پونه . كه بارونی نمی تونی

 

طلسم بغضو برداره .از این پاییز دیوونه خداحافظ .....!

|+| نوشته شده توسط الیانا در یکشنبه هفتم مهر 1387  |
 من متولد پاییزم...

من متولد پاییزم

 

فصل آرامش دل ,  فصل غوغای نگاه

 

فصل خواهش, فصل سایه , فصل باران

 

فصل شاعرهای پیر

 

مرا در پاییز پیاده کرده اند

 

به ایستگاه می روم

 

دوباره پاییز است

 

باید سوار شوم

 

 

 

2cdkfb7.jpg

|+| نوشته شده توسط الیانا در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387  |
 یا علی...

خدای من ....

تو این شب های عزیز قدر امید بندگانت رو ناامید نکن

خدای من ...

فقط تو میدونی که هر کسی چه سرنوشتی در انتظارشه

پس به حق علی که صاحب این شب عزیزه

سرنوشت ما رو هر جور که صلاحمون هست رقم بزن

یا علی ....

|+| نوشته شده توسط الیانا در جمعه بیست و نهم شهریور 1387  |
 تو ناز میکنی.. من ناز میکشم

تو ناز میکنی ... من ناز میکشم

این منطق کیه !! انگار پیش تو

فرقی نمی کنه کی عاشق کیه

روح تو مریمه , چشم تو نرگسه

دست تو نسترن

روح تو, دست تو ,چشم تو

عـشــــق من,  گلخـــــونه ی منه

گلخــــــــونه ی منه

وقتی که خاطره غمگینه تا هنوز

تو خونـــه ی منه

یعنی که بار غم بی تو شبانه روز

رو شـــونه ی منه

غم بار عشق تو, رو دوش میکشم

پـــا پس نمیــــــکشم

با این خیال پوچ ...

که چشمهای تو دیوونه منه

 

                 

|+| نوشته شده توسط الیانا در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387  |
 

5.jpg

|+| نوشته شده توسط الیانا در یکشنبه بیستم مرداد 1387  |
 دیگه هیچ وقت نمیات

 

چشم من.........

چشم من بیا منو یاری بکن گونه هام خشکیده شد کاری بکن 

غیره گریه مگه کاری میشه کرد کاری از ما نمیاد زاری بکن 

اونکه رفته دیگه هیچوقت نمیاد تا قیامت دل من گریه میخواد 

هرچی دریا رو زمین داره خدا با تمومه ابرای آسمونا 

کاشکی میداد همه رو به چشم من تا چشام به حال من گریه کنن 

اونکه رفته دیگه هیچوقت نمیاد تا قیامت دل من گریه میخواد 

قصهء گذشته های خوب من خیلی زود مثل یه خواب تموم شدن 

حالا باید سر رو زانوم بذارم تاقیامت اشک حسرت ببارم 

دل هیشکی مث من غم نداره مثل من غربت و ماتم نداره 

حالا که گریه دوای دردمه چرا چشمام اشکشو کم میاره 

خورشیده روشن ما رو دزدیدن زیره اون ابرای سنگین کشیدن 

همه جا رنگه سیاهه ماتمه فرصت موندنمون خیلی کمه 

اونکه رفته دیگه هیچوقت نمیاد تا قیامت دل من گریه میخواد 

سرنوشت چشاش کوره نمیبینه زخم خنجرش میمونه تو سینه 

لب بسته سینهء غرق به خون قصهء موندن آدم همینه 

اونکه رفته دیگه هیچوقت نمیاد تا قیامت دل من گریه می خواد

                      1199519817.jpg

 

 

|+| نوشته شده توسط الیانا در جمعه هجدهم مرداد 1387  |
 

جائی روی قلبت،ذهنت و یادت بنویس :

هیچ كس 2 بار زندگی نمی كند

روزی 2 بار به این نوشته نگاه كن !!!

آفتابگردان دنبال خورشید می گشت ، ناگهان ستاره ای

چشمك زد..آفتابگردان سرش را پایین انداخت

آری...گلها هیچ وقت خیانت نمی كنند

درها را ببند ، پنجره ها را هم ، پرده ها را بكش ، درزها را بگیر، روزنه ها را هم ...

او همیشه آنجا ایستاده است ، آن طرف خیابان ، روبروی خانه ات ، تو را می پاید..

می روی و می آیی...می خوابی و بیداری...

و او چشم از تو برنمی دارد . كمین كرده است و منتظر است ،

منتظر یك آن ...یك لحظه ...یك فرصت...

تا این در باز بماند و این پنجره نیمه بسته ...

منتظر است ، منتظر یك روزن ...یك رخنه ....

او شیطان است ......

دنیا آنقدر وسیع است كه برای همه مخلوقات جایی هست ، به جای آنكه جای كسی را بگیرید تلاش كنید جای واقعی خود را

پیدا كنید!!

اشخاصی كه به اجبار می كوشند جالب باشند بیشتر از همه نفرت انگیز می شوند!!

شما هركس و هر چیز هستید ، شناسنامه ای صریح تر و صادق تر از زبان خویش در

دست ندارید

پل ها را خراب نكنید ، از اینكه مجبور خواهید شد چند بار دیگر از همان رودخانه عبور كنید متعجب خواهید شد ...

موفقیت روی ستونهای شكست شكل می گیرد

به چیزی كه گذشت غم نخور ، به آن چیزی كه پس از آن آمد

لبخند بزن !!

لبخند ارزانترین راهی است كه می توان توسط آن، نگاه را وسعت داد

وقتی ناراحتید از اینكه به چیزی كه می خواستید نرسیدید ،

محكم باشید و خوشحال....

خداوند در فكر چیز بهتری برای شماست...

مشكلات مانند دست اندازهای جاده اند

كمی از سرعتتان كم می كنند اما از جاده صاف بعد از آن لذت خواهید برد ، زیاد روی دست اندازها توقف نكنید

به حركتتان ادامه دهید....

چه بسیارند كسانی كه به هنگام غروب ، از غصه ناپدید شدن آفتاب چنان می گریند كه ریزش اشك ها مانع از دیدن ستارگان می شود

تاریكترین لحظه شب ، لحظه قبل از طلوع آفتاب است.

به اوج رسیدن دشوار است اما در اوج ماندن دشوارتر

جرا كه نهایت اوج ، نخستین مرحله سقوط است.

همه می خواهند روی قله كوه زندگی كنند اما تمام شادیها و پیشرفتها وقتی رخ

می دهد كه در حال بالا رفتن از كوه هستیم..

بیائید ساده باشیم

چه در باجه یك بانك ، چه در زیر درخت

 

 

|+| نوشته شده توسط الیانا در جمعه هفتم تیر 1387  |
 گناه ندارد.....!

بیا گناه ندارد بهم  نگاه کنیم  تازه داشته باشد  بیا گناه کنیم نگاه نقطه آغاز لذت است بیا که شاید از سر این نقطه عزم راه کنیم

|+| نوشته شده توسط الیانا در جمعه بیست و پنجم آبان 1386  |
 عشق بورز ......
عشق بورز .....

اگر کسی تو را با تمام مهربانیت دوست نداشت،دلگیر مباش که نه تو گنهکاری نه او.

او دلش برای پذیرش مهربانی تنگ است، گناه از او نیست،

 تو هم با تمام مهربانیت زیبا ترین معصوم دنیایی .

پس خود را گنه کار نبین من عیسی نامی می شناسم ده بیمار در یک روز شفا داد و تنها یکی سپاسش گفت ،

من خدایی می شناسم ابر رحمتش به عمر زمین و زمان بارید،

 یکی سپاسش می گوید و هزاران نفر کفر می گویند،

 پس چرا می پنداری بهتر از آنچه عیسی و خدای عیسی را سپاس گفتند از تو برای مهربانیت قدر دانی کنند .

پس از نا سپاسی هاشان نرنج اما برا ی شادی دلشان بکوش

 که با مهربانی روح تو آرام می گیرد،

تو با مهرت پرو بال می گیری ؛ خوبی دلیل جاودانگی تو خواهد شد .

دوست بدار نه برای آنکه دوستت بدارند؛ تو به پاس زیبایی عشق ، عشق بورز

|+| نوشته شده توسط الیانا در شنبه هفتم مهر 1386  |
 رفتن ......

به زیر خاکم و هنوز نرفتی از خیال من

غصه نخور سیاه نپوش , گریه نکن برای من

دیگه فقط آرزومه باروووون بباره رو تنم

دوباره لحظه ها سپرد منو به باد رفتنم .......

|+| نوشته شده توسط الیانا در چهارشنبه چهارم مهر 1386  |
 
 
بالا